مقاومت در معنای بنیادین خود، ایستادگی در برابر فشارها، موانع و تهدیدهایی است که مسیر انسان یا جامعه را با دشواری مواجه میکند. امروزه هنگام بهمیانآمدن سخن از مقاومت در عرصه اجتماعی و بینالمللی، مراد ایستادگی در برابر جبهه استکبار و نپذیرفتن سلطه او و تلاش خستگیناپذیر در برقراری عدالت اجتماعی در سطح جهانی است. در مقابل، پیشرفت نیز به معنای حرکت رو به جلو، دستیابی به مراتب بالاتر و گشودن افقهای تازه در زندگی فردی و جمعی است. البته پیشرفت در نگرش قرآن و اسلام با آنچه که در الگوی غربی با عنوان توسعه خوانده میشود، متفاوت است. در دیدگاه قرآن صرف افزایش امکانات پیچیدگیهای فنی و ساختاری را نمیتوان تکامل و پیشرفت تلقی کرد، بلکه تحولات و دگرگونیهای عرصه حیات آدمی وقتی سمتوسوی تکامل و ارتقایی پیدا میکند که صبغه و جهتگیری خدایی داشته باشد. در این نوشتار برآنیم تا بررسی کنیم که چگونه مقاومت که در نگاه نخست واکنشی دفاعی به نظر میرسد، میتواند به نیروی محرک پیشرفت تبدیل شود و زمینهساز استقلال و عدم وابستگی گردد. نگاهی کوتاه به تاریخ زندگی بشر نشان میدهد که بسیاری از دستاوردهای بزرگ بشر در دل شرایط سخت و از دل مقاومتها زاده شدهاند و ملتهایی که در برابر سلطه بیگانه ایستادهاند، نهتنها هویت خود را حفظ کردند، بلکه مسیر استقلال و توسعه را پیمودهاند.