پژوهشگر گروه علمی امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم (ع)
10.22081/jpp.2026.74049.1061
چکیده
انسان در منطق قرآن، موجودی است که خداوند او را با فطرتی پاک و حقجو آفرید؛ به سبب همین سرمایۀ الهی، آفرین خویش را بر او اظهار کرد.[1] امتیاز انسان در برابر فرشتگان در وجود گرایشهای متضاد الهی و شیطانی است؛ مجموعهای از تمایلات که او را به انتخاب آزادانۀ مسیر خیر یا شر قادر میسازد. با فرودآمدن انسان به زمین، این گوهر الهی در معرض دنیازدگی پنهان شد؛ چنانکه فرشتگان در آغازِ آفرینش هشدار دادند که چنین موجودی استعداد فساد نیز دارد.[2] بنابراین انسان همزمان توانایی رسیدن به عالیترین مراتب و سقوط به پستترین درکات را در خود دارد.
قرآن هدف خلقت را عبادت و عبودیت معرفی میکند؛[3] یعنی انسان یا عبد خداست یا اگر خود را جای خدا نشاند، گرفتار پرستش هوا و هوس میشود.[4] بنابراین هیچ انسانی بیدین نیست؛ حتی منکران خدا نیز در عمل از منظومهای از باورها و اقتدارها پیروی میکنند. اما دینی که بر فطرت پاک بشر منطبق باشد، تنها اسلام است؛ دینی جامع که برنامۀ سعادت فرد و جامعه را ارائه میدهد و به سبب همین جامعبودن، میلیونها انسان را جذب کرده است. اسلام نهتنها برای حیات فردی، بلکه برای شکلدهی به حکومت و جامعه نیز الگو و برنامه دارد. بر همین مبناست که رهبر معظّم انقلاب، تحقق «تمدّن نوین اسلامی» را جامعهای سرشار از علم، پیشرفت، عزت، عدالت و قدرت میدانند.
برخلاف تصور برخی اختلافهای قومی، مذهبی و فرهنگی نه مانع تمدنسازی اسلامی، بلکه جزئی از حکمت الهیاند.[5] این تفاوتها بستر آزمون، رشد و شناخت متقابلاند. در برابر این مسیر، دشمنان اسلام برای جلوگیری از تمدنسازی اسلامی همۀ ابزارها را به کار می گیرند؛ مهمترین آن ترویج ناهنجاریهای اخلاقی و ایجاد اختلاف میان مسلمانان است. استعمار و قدرتهای بیگانه، موجب شدتیافتن اختلافهای مذهبی، قومی و سیاسی میشوند و چهرهای خشن و تکفیری از اسلام در جهان ارائه دادهاند؛ چنانکه رهبر انقلاب، تاریخ طولانی سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را در جهان اسلام گوشزد کردهاند. از سوی دیگر، بنیاد فرهنگی تمدن غربی نیز بر سبک زندگی مادی و هویتزداست و ایشان تأکید کردهاند که شرطِ رسیدن به تمدن جدید اسلامی، پرهیز از تقلید غرب است.
مسلمانان برای تأثیرگذاری تمدن اسلامی بر سایر تمدنها باید سیرۀ پیامبر در مدارا، اخلاق، رفتار با دیگر ادیان و حتی مشرکان را الگو قرار دهند؛ اسلام دین انسانساز است نه خشونتزا. بنابراین دوری از افراط، پرهیز از تکفیر، رحمت درونی و تعامل سازنده، شرط شکوفایی تمدن اسلامی است؛ بنابراین فرد یا جریانی که دیگر مسلمانان را خارج از اسلام بشمارد، در عمل به برادرکشی و مانع تمدنسازی تبدیل شده است.
این نوشتار با همین مبنا، نخست اسلامِ انسانساز و عقلانی را با جاهلیت قدیم و مدرن مقایسه میکند؛ سپس شاخصهها و موانع تحقق تمدن اسلامی را توضیح میدهد و در پایان به تبیین «تمدن نوین اسلامی» بهمثابۀ گمشدۀ امروز جهان اسلام میپردازد. در همین راستا، رهبر انقلاب از عالمان و اندیشمندان میخواهند منشور وحدت اسلامی را تدوین کنند تا زمینۀ تکفیر و اتهامزنی مذهبی مسدود و محور مشترکات تقویت گردد؛ اقدامی که تاریخ آن را از نسل امروزِ اندیشمندان مسلمان مطالبه میکند.[6]